ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

954

سفرنامه شاردن ( فارسى )

زردشتيان مىگويند پيشوايان روحانى آنان كه ساكن شهر يزد واقع در ايالت كرمان بوده‌اند ، و بزرگ‌ترين شهرى است كه گروه كثيرى از زردشتيان در آن جا به سر مىبرند زبان فارسى كهن را سينه به سينه و از نسلى به نسل بعد انتقال داده‌اند و اكنون به همان اصالت و پاكيزگى به جاى مانده است ، ولى من ، چندان كه جستجو كردم سندى كه مرا به صحّت گفته‌شان رهنمايى كند نيافتم . حقيقت اينست زردشتيان داراى كتبى مىباشند كه رسم الخط آنها شناخته نيست ، و گر چه ظاهرشان با شيوهء نگارش و آثار خطى زبانهاى شناخته شده تفاوت زياد ندارد ولى من نمىپذيرم كه اينها از جمله آثار زبان كهن است . زيرا رسم الخط اين آثار كمترين شباهت به سنگ نوشته‌هاى تخت جمشيد ندارد و من در فصول آينده كه به شرح و وصف اين بناى باشكوه و عظيم كه هنوز آثارش بجاست مىپردازم نمونه‌هاى هر دو خط را نشان مىدهم . پارسى باستان را فرس مىنامند و پارسى اراده مىكنند ؛ همچنان كه كلمهء فارسى همان پارس مىباشد . اين زبان را پهلوى نيز مىنامند كه از آن مردانگى و جوانمردى و بخشندگى اراده مىشود . زبان فارسى كنونى به سبب آميختگى با كلمات زبان عربى و اندكى از ديگر لغتهاى زبان خارجى خوش آهنگ‌تر و لطيف‌تر و گفتنش آسان‌تر شده است . از اين رو ايرانيان زبان خود را نغز و روان و براى سرودن شعر بسيار مناسب مىشمارند . حقيقت همچنين است و مىتوان زبان فارسى را با زيباترين و شيرين‌ترين و گيراترين زبانهاى كنونى برابر شمرد . اين زبان بيشتر از همهء زبانهاى مشرق زمين به زبانهاى اروپايى نزديك است . زبانى است كه ناهموارى و خشونت و سختى تلفظ در آن راه ندارد . بعضى حروف تركى و عربى مانند « ص » ، « ظ » ، « ق » كه در اصل به صورت ثقيل تلفظ مىشود ، همانند « س » ، « ز » ، « غ » كه گفتنش آسان و روان و دور از تكلف است تلفظ مىگردد . مراد و منظور من از اشاره به زبان ، زبانى است كه مردم شهرهاى بزرگ بدان سخن مىگويند ؛ زيرا لهجه‌هاى ده‌نشينان ايران مانند لهجه‌هاى ده‌نشينان ديگر كشورها خشن و متكلف است ، و شهرنشينان به سختى درك و فهم مىكنند . لهجه‌هاى ديه‌نشينان ايران به جز صعوبت تلفظ اين عيب را نيز داراست كه حروف عطف و ربط را غالبا زياد و نابجا به كار مىبرند . در نتيجه جمله‌هاى متضمن كلامشان كه هر كدام داراى معنى جداگانه‌ايست با ربط و